تمرینی برای نوشتن

صرفاً برای تبدیل افکار به کلمات

تبلیغات تبلیغات

72.خسته شدم

میم،دوباره افتاده رو دور منفعلی با اینکه کلی کار داره،میشینه پای ویدیوهای چرت یوتوب از همیشه کلافه تره و بدبختی اینجاست که خیلی تحت تاثیر قرار میگیرم میدونم این فرار کردن از استرسه نمیخوام بهش گیر بدم ولی خیلی زودرنج شده همیشه آماده است واسه دعوا دیگه غر زدن و گیر دادن هاش بماند و قفلی جدیدش؟؟ میفرمایند که من تشخیص میدم چه چیزهایی رو باهات به اشتراک بزارم(مثلا اینکه امروز که خونه داییم بودیم،کل مدت من فکر کردم تو حیاط مشغول ماشینه،و وقتی رفتم برا نهار صداش
ادامه مطلب

73.پریشونی

نمیدونم واقعا پاییز انقدر دلگیره،یا تاثیر حرف اطرافیانه البته دلگیری من بیشتر بخاطر توه میم میدونم یه مرگیت هست،ولی نمیدونم چی هیچی نمیگی از هر دری وارد میشم،به روم میبندیش کاش میتونستم بی تفاوت باشم ولی نیستم میم خیلی حاضر جوابی خیلی تو روم وایمیستی دوست ندارم این شکلی باشیم میخوای کنترلم کنی میم هرچقدر هم که لحنت بامزه باشه،ذات حرفات تلخه میترسی از پیشرفتم؟ مثل قبل دوستم نداری؟ رفتارات حتی باعث شده بشدت درباره بچه دار شدن فکر کنم میم دام نمیخواد باهات
ادامه مطلب

74.لعنت بهت

بعنوان تنوع و اقدام برای تحول خونه،کابینت ها رو بهم ریختم ظرفارو تو ماشین گذاشتم،ولی از صبح فقط کف میبینم هرکاری کردم درست نشد حالت تهوع و سرگیجه دارم میم همچنان ادامه میده به رفتار هاش بهم میگه باید کاری کنی خوب شم،ولی هر پیشنهادی میدم،رد میکنه فکرش رو بکن داشتم به بیرون رفتم فکر میکردم،ولی میم مخالفت میکنه تنها برم،و خودش هم نمیاد کاش لااقل میرفتم خونه مامان حتی اون هم ازم دریغ میکنه لعنت بهت میم لعنت به حال خوب و بدت
ادامه مطلب

78.زخم

کاش یاد بگیرم زخم هام رو نکنم زخم روی پام رو برای هزارمین بار کندم،و قشنگ چال افتاده خیلی درد داره میم چرا هرچی میخوام از چیزای دیگه بنویسم،بازم به تو میرسم؟؟ خیلی راحت بهم میگی حرف نزن با صدای بلند انگار تمام زحماتت رو من به باد میدم تو هی کار میکنی،من هی خرج و عشق و حال این وسط هم حق تو ضایع میشه میم اینطوری نیست امشب فکر میکردم به اینکه طبق توصیه اطرافیان ،رفتارم رو عوض کنم و میدونی چیه ؟ این کار،روی تو جواب میده ولی من دوست ندارم بخاطر تو،عوض شم درک
ادامه مطلب

79.کافیه

به قدری حوصله ام سر رفته که نهایت خلاقیتم این بود برم حموم و موهام رو بندازم جلو صورتم و با گردن خم شده رو به جلو،شامپو و ماسک بزنم الان یه بی حوصله ام که گردنش درد داره حتی توان بیرون رفتم رو هم ندارم انقدرررر پرخوری کردم که دارم میترکم و حالم از هیکلم بهم میخوره میخوام با یه لباس مشخص(اگه تنم رفت،با نیم تنه و شلوارم)،هر هفته عکس بگیرم میم پیشنهاد داد باشگاه رو شروع کنم و به محض گرفتن حقوق،میرم خورد و خوراک هم رعایت میکنم رژیم نمیتونم بگیرم،چون نمیتونم
ادامه مطلب

80.واقعاً چرا؟

چند شب پیش به قدری زخمی که روی پام هست درد داشت،که رفتم اورژانس کاملا ملتهب نزدیک ده روزه که کوچکترین بهبودی نداشته طبق معمول،پزشکی که شیفت بود با دید تحقیرآمیز کلی توپید بهم من همیشه سعی میکنم کادر درمان رو درک کنم خستگی شون،سر و کله زدن شون با انواع آدما،... ولی خب هیچوقت نفهمیدم چرا این خشم شون رو روی مریض خالی میکنن؟ فارغ از هر چیزی،قطعا دلیلی داره که الان اینجایی یا علاقه ،یا اجبار،یا بخاطر درآمد،...
ادامه مطلب

وبلاگ های پیشنهادی

جستجو در وبلاگ ها